سلام عزیزان فرا رسیدن ماه پر برکت    رمضان را به شما تبریک میگم
 
 
از خط ساحلي زير چشمان شما مي آيم
 فرشته ها که بوسه اش دادند، نمازش را که خواند، آمد و چشم دوخت به يکرنگيهاي دور دريا و آسمان تا طلوع را تماشا کند.
---دريا با سخاوت و صداقت تمام خورشيد را باز به آسمان قرض داد.
آسمان گرفته و نگرفته او را در گرفتگي ابرهاي خود گم کرد. همين تبادل سرسري و معصومانهء نور بس بود. عاشق شد دوباره. حالا ميخواهد عاشقانه بنويسد.
---بگذريم.
گذشت مثل هميشه. و باز بعد از سه نقطه هاي مدام و مداوم گوشهء  دفتر شرجي اش  نوشت:
......بگذريم.
خورشيد قشنگ از بازي کودکانهء دريا و آسمان خنده اش ميگيرد.
اما چه کند که کارش چيز ديگريست.
لااقل دل شکستن نيست.

 
                             شايد... بردن.
خورشيد خانوم روزهاي ابري و گرفتهء دلم که هم هستي هم ....
آن يکي دو روزي که با ما بودي
و روز و روزگارمان نور داشت و حالمان بهتر بود.
                                             حالمان بهتر بود.
(همين.تمام.هيچ ديوانه ايي با اين پريشان نوشته ها صبح نميکند.پاييز نميکند.)
من اما فکر ميکنم 
از اين آفتابي تر هم ميشود.
ميشود؟
 
 
نظرات شما جلب رضایت ماست
 
موفق باشید
 


 

نوشته شده توسط روحی جون در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 ساعت 11:40 موضوع | لینک ثابت